تبادل لینک رایگان - بازدید کننده های سایت خود را افزایش دهید صــــــفردرجــــه - مطالب ⊱داستان عاشقانه

صفر درجه

[RB:Blog_Keywords_Tags]

صفر درجه,صــــــفردرجــــه - مطالب ⊱داستان عاشقانه,صــــــفردرجــــه

نقشه سایت

خانه
سئو کننده

درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ραяαzıт ...

جستجو

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • نویسندگان

    نظرسنجی

    آیا تو پستامون از ادامه مطلب استفاده کنیم؟



    امکانات جانبی

    Online User
    صفر درجه رو تو گوگل محبوب کن :

     

     

    صفر درجه رو محبوب کن :

     

    تبلیغات

    وبلاگ با این ادرس منتقل شد http://whatthefaz.blogfa.com/

    وات دِ فاز|استاتوس|عکس |+18|تکست گرافی

    معشوقه

    محبوب کن - فیس نما وبلاگ ب این ادرس منتقل شد http://whatthefaz.blogfa.com/

    وات دِ فاز|استاتوس|عکس |+18|تکست گرافی

                     naghmehsara.ir0041.jpg

                             معشوقـــــــــــــه ای پیـــــــــــدا کـــــــــــرده ام به نـــــــــــام روزگــــــــــــار !!!!

                                ایــــــــــــن روزهــــــــــــا سخـــــــــــت مرا درآغــــــــــــوش خــــــــــویش

                                           به بـــــــــــازی گــــــــــــرفته اســـــــــــت !!!

    داغ کن - کلوب دات کام

    پسری که …

    محبوب کن - فیس نما وبلاگ ب این ادرس منتقل شد http://whatthefaz.blogfa.com/

    وات دِ فاز|استاتوس|عکس |+18|تکست گرافی

    با اینکه رشته* اش ادبیات بود، هر روز سری به دانشکده تاریخ می* زد. همه دوستانش متوجه این رفتار او

    شده* بودند. اگر یک روز او را نمی* دید زلزله*ا ی در افکارش رخ می*داد؛ اما امروز با روزهای دیگر متفاوت بود.

    می*خواست حرف بزند. می* خواست بگوید که چقدر دوستش دارد. تصمیم داشت دیگر برای همیشه خود را از

    این آشفتگی نجات دهد. شاخه گلی خرید و مثل همیشه در انتظار نشست. تمام وجودش را استرس فرا*

    گرفته* بود. مدام جملاتی را که می* خواست بگوید در ذهنش مرور می*کرد. چه می*خواست بگوید؟ آن همه شوق

    را در قالب چه کلماتی می*خواست بیان کند؟

    در همین حال و فکر بود که ناگهان تمام وجودش لرزید. چه لرزش شیرینی بود. بله خودش بود که داشت

    می* آمد. دیگر هیچ کس و هیچ چیزی را جز او نمی* دید. آماده شد که تمام راز دلش را بیرون بریزد. یکدفعه چیزی

    دید که نمی*توانست باور کند. یعنی نمی*خواست باور کند.

    کنار او، کنار عشقش، شانه به شانه اش شانه یک مرد بود. نه باور کردنی نبود. چرا؟ چرا زودتر حرف دلش را

    نزده بود. در عرض چند ثانیه گل درون دستش خشک شد. دختر و پسر گرم صحبت و خنده از کنارش رد شدند

    بی*آنکه بدانند چه به روزش آورده* اند…

    نفهمید کی و چگونه از دانشگاه خارج شده* است. وقتی به خودش آمد روی پل هوایی بود و داشت به شاخه گل نگاه می کرد. شاخه گل را انداخت و رفت.

    تصمیم گرفت فراموشش کند. تصمیم سختی بود. شاید اگر کمی تنها کمی به شباهت این خواهر و برادر دقت

    می*کرد هرگز چنین تصمیم سختی نمی* گرفت.

    کش رفته شده از:http://forum.tak-site.ir

    داغ کن - کلوب دات کام

    که به چشــــــــــم برادری نگاه میکنــــــــــــــی؟آره؟

    محبوب کن - فیس نما وبلاگ ب این ادرس منتقل شد http://whatthefaz.blogfa.com/

    وات دِ فاز|استاتوس|عکس |+18|تکست گرافی

    آهای آقا پســـــــــری که وقتی نمیتونی دختـــــری رو بدستش بیاری
    بهش میگی آبجـــــیم شو...
    آره داداش با توام این رسمش نیست اون دختر با هزار امید آبجـیت میشه
    آبجــیت میشه تا حرفایی رو که به داداش واقعیش نمیتونه بزنه به تو بزنه
    آبجـــــیت میشه تا درد و دلای خودشو به تــــو بگه
    آبجــیت میشه تا وقتی نمیتونه با کسی حرف بزنه وقتی بغض تو گلوشه
    و نمیتونه داد بزنه بیاد و تو آرومــــش کنی
    اگه قبول میکنی که داداشــش باشی باید مثه آبجــــی خودت مراقبش باشی
    نـــــزاری آزاری از کسی ببینه
    هیچ فک میکنی اون دختـــــری که
    آبجـــــــــــیت شده چقد روحش لطیفه؟
    هیچ میدونی وقتی بهش بعد یه مدت پیشنهاد رفاقت میدی اون چه حالی میشه؟
    هیچ میدونی اگه نتونه جواب رد بده چون داداششی واسش عزیزی
    چه حالی پیدا میکنه همه اینارو میدونی و بعد اسم خودتو میزاری مـــرد
    و بعد به یه دختـــر بیگناه چشمو دل پاک میگی آبجـــی.............!!
    دختــــری که فقط میاد نت که نره دنبال کارای دیـــگه تو خیابونا ول بچرخه
    که بی سروپاهایی مثله بعضـــیا بهش نگن چه تیکه اییه؟
    خـــداییش اگه اینا رو میدونیو بازم این کارو میکنی بچـــه این سرزمین نیستی
    خیلی نامــــــردی با این وجود بازم به آبجـــــــیت پیشنهاد رفاقت بدی
    میدونم خیلی تند رفتم دوستــــــای گلــم
    ولی این حرفا خیلی رو دلـــــم سنگینی میکرد باید میگفتم

    کش رفته شده از:http://forum.tak-site.ir

    داغ کن - کلوب دات کام

    موضوعات